محمد مهدى ملايرى

24

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

روزگار به‌خوبى نشان مىدهد . خلاصهء خبر اين است كه چون عبيد اللّه بن زياد امير عراق از يزيد بن مفرّغ به سبب اشعارى كه در هجو خاندان زياد مىگفته ، كينه‌اى سخت در دل داشته و پيوسته در طلب او بوده ، وقتى كه در بصره بر او دست يافته و او را به زندان افكنده از آن‌جا كه اجازهء كشتنش را از خليفه نداشته براى اين‌كه او را هرچه رسواتر سازد و عقدهء دل بگشايد دستور داده تا روزى او را مسكرى فراوان با مسهلى قوى بخورانند و او را هم زنجير با خوكى و گربه‌اى آلوده به پليديهايش در شهر بگردانند . بچّه‌هاى شهر كه منظرى زشت و نامأنوس مىديدند به دنبال او راه افتاده و مىگفتند اين چيست ؟ اين چيست ؟ و او مىگفت : آب است و نبيذ است / عصارات زبيب است / سميّه رو سپيذ است « 1 » . اكنون با شناخت جوّ حاكم بر بصره و آشنايى با چهرهء ايرانى و فارسى آن و شناخت اصل و تبار حسن و زمينه‌هاى فرهنگى حاكم بر آن منطقه بهتر مىتوان به ريشه‌هاى تاريخى مسايلى كه در حلقه‌هاى درس و وعظ حسن و شاگردانش مطرح مىشده پى برد . اين منطقه ميشان كه فرات بصره هم خوانده مىشد و زادگاه پدرى حسن بود در تاريخ ايران و عقايد مذهبى آن سابقه‌اى بس طولانى داشت . هنگامى كه اردشير بابكان در پى از ميان بردن پادشاهان محلى ايران و ايجاد دولتى واحد سلطنت اين‌جا را از ميان برداشت ، در آن‌جا خاندانى ايرانى حكومت مىكردند كه حكومت آن‌ها در آن‌جا سابقه‌اى 350 ساله داشت . و همين سلطنت ايرانى باعث شده بود كه در زمان سلوكىها هم حساب سال و ماه

--> ( 1 ) - ابو الفرج اصفهانى ، اغانى ، ج 17 ، ص 115 ، و هم‌چنين انساب الاشراف ، بلاذرى ج 4 ، ص 178 و خزانة الادب ، چاپ مصر ، 1347 ، ج 2 ، ص 516 ، و در تاريخ سيستان ، چاپ بهار ، ص 96 همين خبر با كمى اختلاف آمده و از آن‌جا كه اين اشعار با مبحث نخستين شعر فارسى در دوران اسلامى هم‌بستگى دارد ، مورد تحقيق برخى از محققان معاصر هم قرار گرفته است . دربارهء فارسى دانستن يزيد بن مفرّغ شاعر عرب بايد به شرح حال او و آمد و رفتى كه در مناطق جنوبى ايران داشت و دوستى او با خاندان يكى از دهقانان ايرانى در خوزستان و هم‌چنين اقطاعى كه در كرمان داشته است ، مراجعه كرد . شرح مفصل او در اغانى ، ج 17 ، از ص 107 تا 149 آمده است .